X
تبلیغات
میهمان

 

قالب وبلاگ
لینک دوستان

سلام خدمت همه رفقا و دوستان و  بزرگواران و  یاران همیشگی میهمان

از این پس این وبلاگ در نشانی دیگر با نام  همیشگی خودش یعنی " میهمان " به روز خواهد شد .

ممنون میشم  عزیزانی که میهمان و در منزل خودشون راه داده بودند ، نشانی جدیدش و در پیوندهاشون

اصلاح کنند .

نشانی جدید " میهمان " ( http://mihman.blog.ir)

                                                                                                    با تشکر

[ جمعه بیست و هفتم دی 1392 ] [ 14:54 ] [ وحید ]
گاهی اوقات فکر میکنم که چرا بین ائمه معصومین (علیهما السلام)

به امام رضا میگن : " غریب الغربا "

در صورتی که خیلی از معصومین در ظاهر از امام رضا غریبترند و

گنبد و بارگاهی هم ندارند .

اما وقتی بیشتر فکر میکنم

می بینم ؛ غریب اون نیست که کسی و نداشته باشه

غریب اونیه که با وجود اینکه دور و برش شلوغه

اما کسی و نداره ...

به فدای غریبیت یا امام مهربانم ...


                                    " دلم برای غریبی خودم سوخت ... "

----------------------------------------------------------------------------

- شهادت آقا امام رضا و تسلیت عرض میکنم .

- چند وقتیه بدون جسارت به دوستان احساس میکنم وب نویسی تبدیل به یک سرگرمی شده و گاهی هم یک بازی و مدتیهِ من و خیلی تو فکر برده که بنویسم یا نه ؟

بعضی وقتها به خودم میگم قرار بود فقط برای دل ِ خودت بنویسی و در این دریای بی انتها غرق نشی .

و این فکرها و سایر مسائل باعث خستگیم شده .

شاید یه مدت کمتر بنویسم و از این فضا دور بشم و بیشتر فکر کنم ...


موضوعات مرتبط: دل نوشته
برچسب‌ها: غریب الغربا, نگاه, فکر, خودم, میهمان
[ چهارشنبه یازدهم دی 1392 ] [ 16:52 ] [ وحید ]
امام خامنه ای :
هم در سال ۷۸ و هم در سال ۸۸ با فاصله ۱۰ سال نقش دشمن یکی بود ، در هر دو مورد سعی کردند ثبات سیاسی را بر هم بزنند ، تلاطم ایجاد کنند . قدر این ثبات سیاسی را
باید بدانید .


- دهه بصیرت گرامی باد .
- حرم امام رضا ( علیه السلام) دعاگو بودم ...

موضوعات مرتبط: سیاسی
برچسب‌ها: امام خامنه ای, 9 دی, فتنه, ثبات سیاسی, دهه بصیرت
[ یکشنبه هشتم دی 1392 ] [ 11:11 ] [ وحید ]

سلام علی قلب زینب صبور ، میهمان

سلام بر آن خواهری که از قتلگاه تا خیمه گاه را

عقب عقب برگشت ...

برادرش با اشاره خواهش کرده بود که نماند و تماشا نکند ...

حالا که اربعین رسیده

هی فکر می کنم که اگر مولایت بر روی قلب بی قرارت

دست نمی گذاشت

آیا به اربعین می رسیدی ؟؟؟

خدا می داند یک سال و نیم

بر این قلب چه گذشت ...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هیچوقت انقدر دلم نمی خواست کربلا برم ، ایندفعه حال دلم یه جوریه ، دلم باز آشوب شده ، دلم آرامش میخواد

آرامش اونجاییه که دل اونجاست ...

باشد که آخر دست ما نرسید به حرمت حسین              انشاء الله مشهد الرضا جبران میکنیم

انشاء الله فردا شب میرم حرم امام مهربانی ها ...


موضوعات مرتبط: دل نوشته
برچسب‌ها: قتلگاه, اربعین, قلب زینب, صبر, یک سال و نیم
[ دوشنبه دوم دی 1392 ] [ 13:7 ] [ وحید ]
یلدا ...

نه فال حافظ نه چای داغ میخواهد

دلم زیارت شاه کربلا میخواهد

حسین جان ...

همه دارند به پابوسی تو می آیند

طبق معمول من بی سر و پا جاماندم

******************************************

پی نوشت :

- از قبل ماه محرم وبلاگهای زیادی و میدیدم که نویسنده هاشون عاجزانه و ملتمسانه و با یه حالِ عجیبی از ارباب درخواست زیارت کربلا رو میکردند و از اونجایی که حال خوشی داشتند و حالت التماسشون خیلی اذیتم میکرد ، خیلیهاشون و تو شبهای دهه اول و زمانهای خوب ِدیگه دعا کردم که هرچه سریعتر دعوت بشند و شکرخدا که اکثرا رفتند.

- تو کل عمرم هیچ زمانی به اندازه این ایام و امسال ، رفقا و آشناهام (حقیقی و مجازی) تو یه زمان خاص به کربلا نرفته بودند که این بار رفتند و چیزی به جز دلی سوخته برای من نذاشتند .

اربعین ، پیاده ، کربلا ... حسین...

اما به آقا گفتم شاید تا امروز ... یاری نداد که پیاده بیام حرمت

اما اگر یک روز از این زندگی باقی مونده باشه ...

- برای این روزهام ُ و دلِ خسته ام دعا کنید ...


موضوعات مرتبط: مذهبی
برچسب‌ها: یلدا, اربعین, پیاده, کربلا, میهمان
[ شنبه سی ام آذر 1392 ] [ 14:23 ] [ وحید ]

امام خامنه ای :

" برادر عزیز ما حسین علم الهدی در مشهد در جلسات و کلاسهای ما شرکت فعال می کرد اما هنوز من ایشان را دقیق نشناخته بودم که چه نابغه مسلمانی است تا اینکه به اهواز رفتم و از نزدیک چندین برنامه و خاطره با شهید داشتم "

 

مدتی بود که فیلمی اکران نکرده بودیم و دلمون لک زده بود برای یه فیلم ارزشی اما پیدا نمی شد که نمی شد یا بود اما ... ، الحمدلله خدا یاری داد و تونستیم در راستای فعالیتهای فرهنگیمون در موسسه پخش فیلم جبرائیل یه فیلم ارزشی به نام "زیباتر از زندگی" در خصوص " شهید محمد حسین علم الهدی ، فرمانده سپاه هویزه "به کارگردانی خانم شاه حسینی و تهیه کنندگی جناب آقای سیدزاده  و در برنامه های اکرانمون قرار بدیم .

در حال حاضر اکران اختصاصی این فیلم و در دانشگاه های کشور و مجموعه های فرهنگی با حضور کارگردان و تهیه کنندش آغاز کردیم که پیشنهاد میکنم برای حمایت از اینگونه آثار ، دوستان در زمان اکرانش این فیلم و تماشا کنند .

از جمله آثاری که قبلا در موسسه اکران شده بود میشه از فیلمهای : پایان نامه ، شب واقعه ، آسمان هشتم ، سلام بر فرشتگان و فیلم ضد صهیونیستی شکارچی شنبه نام برد .


موضوعات مرتبط: فرهنگی
برچسب‌ها: زیباتر از زندگی, هویزه, شهید علم الهدی, جبرائیل فیلم, اکران
[ یکشنبه بیست و چهارم آذر 1392 ] [ 9:30 ] [ وحید ]
عقیده ها

به درد این میخورند که باهاشون زندگی کنی

تا اینکه در موردشون حرف بزنی ...

**********************************

این روزها کمتر صحبت میکنم و سعی میکنم بیشتر شنونده باشم

آخرین جلسه هم اینطوری تموم شد .

........................................................

................................................

منظورم از عقیده ها ؛ عقایدی ست که امروزه خیلی خریدار نداره.


موضوعات مرتبط: دل نوشته
برچسب‌ها: عقیده ها, میهمان, زندگی, حرف, شنونده
[ چهارشنبه بیستم آذر 1392 ] [ 15:39 ] [ وحید ]

از نظر قرآن نمی توان به کسانی که راه می روند و چشمانشان باز است بگوییم که زنده هستند

مُرده های متحرک هستند

ما انسانها را خلق کردیم که به "حیات طیبه " برسند .

اگر خداوند اراده ی خیری برای کسی کند ، کاری می کند که او میل به انجام کارهای خدایی بردارد و اوامر الهی را گوش بدهد . نشانه ی کسانی که مرده متحرک هستند اینست که حدیث را می شنوند ولی یادشان می رود ، حتی پای مجالس موعظه هم می نشینند .

برای بدست آوردن "حیات طیبه" باید زحمت کشید .

قرآن می فرماید: وقتی که شروع می کنند برای مبارزه ما آنها را زنده می کنیم ،(معلوم است اینها اول مرده اند).

مومن دو قلب دارد : ۱ ـ قلبی که در ما می تپد . ۲ ـ قلبی که باید با آن حرکت کرد به برکت عَمَلِمان .

علم حقیقی علمی است که در قلبمان ریخته می شود و قلب هم ظرفی است که معارف الهی در آن جای می گیرد . اگر با چشم گناه کنیم می رود و می رسد به قلب ، قرآن هم بخوانید دیگر اثر ندارد . اعمال زشت ظرف را خراب می کند تا جایی که قلب میمیرد .

اگر بتوانی چشم را کنترل کنی ، گوش را کنترل کنی ، یک کار خوب که می کنی قلب روشن می شود و نورانی می شود ، اول انسان نورانی شدن قلبش را نمی فهمد بعد کم کم می بیند و می فهمد نوری در قلبش است .

استقامت میخواهد تا انسان به این مرحله برسد . 

*******************************************************

- این مطالب از دست نوشته های کلاسهاییِ که در سال ۸۶ شرکت میکردم و مربوط به روزهای خوبیه که بیشتر به فکر خودم و دلم بودم ، اون روزهایی که به دنبال قلب سلیم بودم . 

ـ نوشتم برای تکرار و یادآوری به دلم و بعد نوشتم برای تذکر به خودم که یادم باشه به دنبال چه بودم و به دنبال چه میریم . 


موضوعات مرتبط: یادآوری به دلم
برچسب‌ها: حیات طیبه, قلب سلیم, میهمان, مرده متحرک, ترک گناه
[ شنبه شانزدهم آذر 1392 ] [ 9:30 ] [ وحید ]

" باران می آید "

همه موجودات با آب زنده اند

دل من هم

با اشک برای تو

" السلام علیک یا عطشان یا حسین "

پی نوشت :

- این اشکِ روضه حالِ مرا خوب کرده است       رد خور نداشت نسخه درمانی شما


موضوعات مرتبط: دل نوشته
برچسب‌ها: باران, میهمان, اشک, موجودات, عطشان
[ چهارشنبه سیزدهم آذر 1392 ] [ 10:27 ] [ وحید ]
جایی خونده بودم که بزرگی فرموده بود :

اگر انسان یک عهد را چند بار بشکند ، دیگر نمی تواند روی آن عهد بایستد

و این را شیطان خیلی خوب میداند ... 

**********************************

 مدتیه این جمله از ذهنم میگذره و دیشب دیدم واقعا راست گفته بود ...

چقدر سخته عهدی و که بارها شکستیش

باز هم روی اون بایستی

- چند شب پیش استادمون میفرمودند : بندگی یعنی اگر به گناه رسیدی ؛ بگی نه

 اگر به صحنه شهوات رسیدی ؛ بگی نه

با خودم گفتم : چه قشنگ بندگی میکنی !!!!!!!!!!!!!!!!!


موضوعات مرتبط: مذهبی، دل نوشته
برچسب‌ها: عهد, شیطان, شکستن, میهمان, ایستادن
[ جمعه هشتم آذر 1392 ] [ 16:42 ] [ وحید ]
پنجشنبه ها بهشون سر می زنم

به عکس هاشون نگاه می کنم             

مثل آواره ها ، آواره ردیفهاشون میشم

میشینم

با حسرت دستی روی سنگ می کشم

آروم زیر لب میگم

هی رفیق !

این آرزویی که تو بهش رسیدی

مال من بود ...


یاد لباس هایی بخیر که از بس عزیز بودند ، خدا زمین را به رنگ آنها آفرید

پی نوشت :

- هفته بسیج و خدمت همه عزیزان بسیجی تبریک عرض میکنم .

- بیماری و سفر و احوالات این روزها باعث شد که دیر خدمت برسم .

- از بسیج و از بهترین روزهای زندگیم در این شجره ، حرفهای بسیاری دارم که حالم ، مجال نوشتن و بهم نداد .

- التماس دعا ...


موضوعات مرتبط: دل نوشته، تبریک و تسلیت و تشکر
برچسب‌ها: هی رفیق, میهمان, بسیج, آرزو, لباس های خاکی
[ یکشنبه سوم آذر 1392 ] [ 12:3 ] [ وحید ]
تو با خاک هیچ نسبتی نداشتی ...

در فکر آن گودالم که خون تو را مکید

هیچ گودالی چنین رفیع ندیده بودم

در حَضیض هم می توان عزیز بود

از گودال بپرس ...

خدا باید بر این زخم ها مرهم بگذارد

 

صلی الله عَلَیک
 
و علی روحِک
 
و بَدَنِک ...
 
فقط خدا می داند بر این روح و بدن چه گذشت
 
فقط خدا باید خودش بر روی زخم هایت مَرهَم بگذارد
 
کار هیچ کس نیست ... 
 
***********************************************************
حسین من ... حسین من ... حسین من ...
 
بُگذار صدایت کنم ... بُگذار برایت گریه کنم ... بُگذار برایت ناله کنم
 
چیز زیادی نمی خواهم
 
 بُگذار برایت بمیرم . همین ...

موضوعات مرتبط: دل نوشته
برچسب‌ها: مَرهَم زخم هایت, گودال, خون, روح و بدن, برایت بمیرم
[ پنجشنبه بیست و سوم آبان 1392 ] [ 10:50 ] [ وحید ]
ترسم این است بریزند بدنش را بِکشند

جلوی دخترِ من پیرهنش را بکشند

در مسجد ما مجنون ِ عاشقی هست

که برای خودش قَر و قاطی روضه می خواند

چند سال پیش با خودش می خواند :

" حسین ؛ پیرهَنِت کو ..."

و همه ی بچه ها می خندیدند

چند وقت ِ پیش روضه ای از یکی از مداحان معروف گوش می دادم که می خواند :

" حسین ؛ پیرهَنِت کو ..."

با خودم گفتم : لا اقل به اندازه یک مجنون به من معرفت بده ...

**************************

- آقا منوچهر ؛ مجنون عاشقی ست در مسجد ما که تمامی محاسنش سفید شده و عاشق اهل بیته ، گاهی اوقات درسهایی ازش گرفتم  که از خیلی از عقلا نگرفتم . چند شب پیش بعد از مراسم مسجد باهاش خیلی صحبت کردم ، یکم هم روضه برام خوند که ازش فیلم گرفتم .

ـ  حالی برای نوشتن نیست ، این شبها و روزها دعام کنید .

و دعا کنید برای دلِ خواهری که این روزها چه می کشد ...


موضوعات مرتبط: دل نوشته
برچسب‌ها: مجنونِ عاشق, پیرهنت, حسین, معرفت, روضه
[ سه شنبه بیست و یکم آبان 1392 ] [ 11:18 ] [ وحید ]

ماه من !

می بینی؟

همه جا صحبت از توست ...


موضوعات مرتبط: دل نوشته
برچسب‌ها: یا حسین, ماه من, صحبت, می بینی
[ پنجشنبه شانزدهم آبان 1392 ] [ 14:30 ] [ وحید ]
... فَبَکی آدَمَ و جِبرئیل بُکاءَ الثَکَلی

نام تو با دلها چه می کند

وقتی آدم

نام تو را شنید

مانند مادری که فرزندش را از دست داده گریست .

" نام تو با دلها چه می کند "

                             حسین جان ...

                                                                            مراجعه شود به : بحار ج ۴۴ ص ۲۴۵ - نفس المهموم ص ۵۳

پی نوشت :

- ثَکَل در عرب گریه ایست که در بینش جیغ زده می شود .

- امام حسین (ع) در کل عمرش یکجا گریه ثَکَل کرد ، آن هم بالای سر علی اکبرش ...


موضوعات مرتبط: دل نوشته
برچسب‌ها: یا قدیم الاحسان به حق الحسین, نام تو, میهمان, آدم, گریست
[ دوشنبه سیزدهم آبان 1392 ] [ 9:46 ] [ وحید ]

وقتی دلت

هوای آغوش مادرت کرد

چه زیبا رخ عیان کردی ...

ولاتَحسَبَن الذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ الله امواتا ...

تعجب نکن ، اگر خواندی بند کفن باز شد و بچه هایش را در آغوش کشید

***********************

پی نوشت :

ـ شناسایی شهید مجید ابوطالبی یکی از شهدای گمنام کهف الشهداء (لینک خبر


موضوعات مرتبط: دل نوشته، فرهنگی
برچسب‌ها: شهید مجید ابوطالبی, بند کفن, کهف الشهداء, رخ عیان کردی
[ جمعه دهم آبان 1392 ] [ 14:2 ] [ وحید ]
خوب که نگاه می کنم ...

گاهی بلاهایی که بر سرم می آیند

دعاهای مستجاب شده خودم هستند ...

***************

پی نوشت :

- این روزها فارغ از مشغله ها و بی حالی های خودم ، فشار مضاعفی بر روی ما و رفقاست ، همون تیم ویژه ای که هشت سال با تمام وجود و عاشقانه حرکت و تلاش کرد .

ـ البته شکر خدا روحیه همه رفقا بالاست  و نمیدونم چرا تو این زمینه دلم خیلی آرومه . بقول استادمون :

 " این نیز بگذرد ... "

ـ امروز فکر می کردم اگر هنوز به آرزوهایم نرسیدم ، چون کوچک نخواستم و وقتی به مشکلات این روزها فکر می کردم ، دیدم : برای دعاهای مستجاب شده باید بها داد .


موضوعات مرتبط: دل نوشته
برچسب‌ها: بلاها, دعا, تیم ویژه, بی حالی های خودم, مستجاب شده
[ جمعه دهم آبان 1392 ] [ 13:46 ] [ وحید ]

خوب است آدمها برای هر کدام از آرزوهایشان

نذر کنند ، چلّه بگیرند

نه فقط به خاطر این که به آرزوهایشان برسند

بخاطر اینکه ببینند ، آرزوهای چهل روز پیش

هنوز آرزویش هستند؟؟؟

هر چقدر فکر کردم دیدم آرزویم همان هست که بود !!!

پی نوشت :

- امروز ظهر چلّه ام تمام شد ...


موضوعات مرتبط: دل نوشته
برچسب‌ها: آرزو, چهل روز, چلّه, تمام شد
[ جمعه سوم آبان 1392 ] [ 23:54 ] [ وحید ]
از صادقانه های من اینکه

... یاری نداد

که جعبه ای را بلند کنم

یا نتوانستم

اثاثیه ای را جابجا کنم

اما عاشق این بودم

که کمکتان کنم ...

******************************************

این روزها برادرم ، دست تنها در حال اسباب کشی و جابجایی وسائل به منزل جدید است و من نتوانستم کمکش  کنم .


موضوعات مرتبط: دل نوشته
برچسب‌ها: صادقانه ها, میهمان, کمکتان, برادرم
[ جمعه سوم آبان 1392 ] [ 18:16 ] [ وحید ]

اَلحَمدُلله الَذی عَلا فی تَوَحُدِهِ وَ دَنا فی تَفَرُدِهِ ۱
فَآوحی الی : بِسم الله الرحمان الرَِحیم ، یا ایُها الرَسُولُ بَلّغ ما أنزِلَ إلَیکَ مِن رَبّک _ فی عَلِی یَعنی فی الخِلافَة  لِعلی بن ابیطالب ۲
مَعاشِرَالنَّاسِ، لاتَضِلُّوا عَنْهُ وَلاتَنْفِرُوا مِنْهُ، وَلاتَسْتَنْكِفُوا عَنْ وِلايَتِهِ ۳
مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ إِمامٌ مِنَ الله، وَلَنْ يَتُوبَ الله عَلي أَحَدٍ أَنْكَرَ وِلايَتَهُ وَلَنْ يَغْفِرَ لَهُ ۴
وَ مُعْلِمُكُمْ: أَنَّ مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِي مَوْلاهُ، وَ هُوَ عَلِي بْنُ أَبي طالِبٍ أَخي وَ وَصِيّي۵
بِأَمْرِكَ يارَبِّ أَقولُ: اَلَّلهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ ۶
مَعاشِرَ النّاسِ، إِنَّ إِبْليسَ أَخْرَجَ آدَمَ مِنَ الْجَنَّةِ بِالْحَسَدِ، فَلاتَحْسُدُوهُ فَتَحْبِطَ أَعْمالُكُمْ وَتَزِلَّ أَقْدامُكُمْ۷
وَ في عَلِي - وَالله - نَزَلَتْ سُورَةُ الْعَصْر۸
مَعاشِرَ النّاس (أَلا) وَ إِنّي نَبي وَ عَلِي وَصِيّي ۹
دْعُوكُمْ إِلي مُصافَقَتي عَلي بَيْعَتِهِ ۱۰
اللهمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنينَ (بِما أَدَّيْتُ وَأَمَرْتُ) وَاغْضِبْ عَلَي (الْجاحِدينَ) الْكافِرينَ، وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ.۱۱


شهادت میدهیم به خداوندی تو و جز تو کسی را نداریم ...
ای رسول خوبیها ؛ رسالتت را به پایان برسان .  مولایمان را معرفی کن
رسول من ؛ طاقت نداریم ، بگو ...
مولای من ؛ دستهایمان را در دستان خودت بگیر . ما را رها نکن ...
علی جان ؛ تو امام مایی و هرگز از تو جدا نمیشویم ...
یا احمد ؛ تو رسول مایی و برادرت علی امامِ ما ...
خدایا ؛ ما علی را دوست داریم ...
مولای من ؛ حسادت دلهایشان را از شما دور کرد ...
مولایی که صبر در وصف تو خلق شد ، هر وقت اسم صبر میآید ، دلمان آشوب می شود ...
قسم به خدا تو فرستاده خدایی  و علی وصی تو ...
با تو بیعت میکنیم  ، دستمان را بگیر ...
شهادت میدهیم ؛ ما از دوستداران و محبین تو هستیم
و با دوستان تو دوست هستم و با دشمنان تو دشمن
خدا را شکر که محبت تو در دلمان قرار گرفت .
                                          " اگر محبتت نبود ؛ میمردیم "
                " بر گرفته از خطبه غدیر "

پی نوشت :

- امیرالمومنین ای شاه مردان          شهادت را نصیب ما بگردان
- عید غدیر ُخدمت همه عزیزان بویژه فرزندان حضرت زهرا (سلام الله علیها) تبریک عرض میکنم .
- متون عربی فوق برگرفته از خطبه غدیر است که سراسر زیبایی و معارفه ، پیشنهاد میکنم حتما یکبار بخونیدش .
-معانی اصلی متون فوق در ادامه مطلب قرار گرفته است .
- این ایام روز به روز به حیرت ِ این دل حیرون افزوده میشه . یا دَلیلَ المُتَحَیّرین
- بنا رو گذاشتم بر سکوت ...

موضوعات مرتبط: فرهنگی
برچسب‌ها: عید غدیر, خطبه غدیر, میهمان, من کنت مولاه فهذا علی مولا, حیرت
ادامه مطلب
[ چهارشنبه یکم آبان 1392 ] [ 11:38 ] [ وحید ]
سعید دربان متوکل ، مأمور شده بود که شبانه خانه اش را غارت کند

به خانه آقا که رسید نردبان گذاشت

روی بام خانه رفت

همه جا تاریک بود

توی تاریکی دنبال جای پا می گشت که از بام پایین بیاید

کسی به اسم صدایش زد

صدای مهربان آقا بود

سعید !

تاریک است

صبر کن برایت چراغ بیاورم ...

در منزل امام هادی فقط یک شمشیر و کیسه ای پول به مُهر مادر متوکل پیدا کرد ، وقتی متوکل از مادرش جویای کیسه پول شد ، مادرش گفت : وقتی مریض بودی و از بهبودیت نا امید شدم ، نذر کردم که اگر خوب شوی از مال خودم ده هزار دینار خدمت علی بن محمد بفرستم .

                                           " آقا جان ؛ جوانیم نذر شما ، قبول میکنی؟ "

"برگرفته از کافی ، ج 2 ، ص 424 ، حدیث 4"

پی نوشت :

- ولادت امام هادی و تبریک عرض میکنم .

- تصویر فوق کاری ارزشمند از مدیر وبلاگ نگارینه ست .

- ... ( چند بار نوشتم و پاک کردم )  ، التماس دعا


موضوعات مرتبط: مذهبی
برچسب‌ها: دربان متوکل, امام هادی, امام علی نقی, میهمان, تاریک
[ یکشنبه بیست و هشتم مهر 1392 ] [ 10:41 ] [ وحید ]
لِأبکیَنّ عَلَیکَ بُکاءَ الفاقِدین ...

برایت گریه میکنم

مثل آنهایی که

برای پیدا کردن کسی رفته اند

اما خودشان را گم کرده اند ...

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت :

ـ آنچه ما کردیم با خود هیچ نابینا نکرد           در میان خانه گم کردیم صاحب خانه را

- در این دنیای حیرت زده از خلق تو ، اگر به سوی تو آمده بودم  ، دست خالی باز نمیگشتم

ـ هذا یَومُ الجُمعة ...


موضوعات مرتبط: دل نوشته
برچسب‌ها: صاحبخانه, گریه میکنم, میهمان, نابینا, جمعه
[ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 ] [ 1:30 ] [ وحید ]
.: Weblog Themes By Mihman133 :.

درباره وبلاگ

ما در این دنیا چند روزی میهمان هستیم ، چه خوب است فرصت را غنیمت بشماریم و در راه او گام بر داریم .
... میهمان ...
امکانات وب